در آغاز از همه دوستاي عزيزم كه ما رو قابل دونستن و در ليست دوستاشون قرار دادن،  تشكر ميكنم. و خدمت دوستَان عزيزي  كه آرزو كرده بودن  فايل نامبر دوم ما هر چه زودتر برسه، ضمن عرض تشكر عرض ميكنم كه بالاخره  بعد از 17 روز پس از رسيدن مدارك ما به دمشق در25 نوامبر(4آذر ماه) درست در روز عيد غديرخم فايل نامبر دوم ما هم رسيد.

الان كه اين مطالب رو مينويسم درست 9 روز از رسيدن فايل نامبر دوم ما ميگذره و من در اين مدت خيلي مشغول كار و كلاسهام بودم طوري كه نتونستم سري به نوشته هام بزنم و اين خبر رو بنويسم.

 راستش ما تو عروسي بوديم كه وكيلمون، شب حدود ساعت 8 به ما زنگ زد و خبر داد كه فايل نامبر دوم رسيده. البته ما منتظر رسيدن اون در همين روزها بوديم اما نه به اين زودي. ولي چيز بعيدي هم نبود چون موكل قبلي وكيلمون سه هفته اي فايل نامبرش اومده بود. تازه بماند كه مداركش هم تكميل نبود و نمره زبانش كسري داشت و وكيل بنده خدا مجبور شده بود براش يه دفاعيه توپ بنويسه تا بهش دو سه ماهي وقت بدن. آخه شغلش ديگه تو ليست جديد نيست و اگه اين شانس ازش گرفته شه فايل نامبر اولش سوخت ميشه و... كه آفيسر هاي محترم هم قبول كرده و فايل نامبرشو 3 هفته اي صادر نموده بودند.

ولي با اين تفاسير زمان اومدن فايل نامبر ما ديگه محشر بود، 17 روزه . به اين صورت كه مدارك ما در 7 نوامبر (16 آبان) دستشون رسيد و در 25 نوامبر (4آذر) فايل نامبر دوم صادر شد. اين نشون ميده كه به علت تغييرات جديد ايجاد شده، فرايند كاري آفيسرهاي دمشق سرعت گرفته و به قول وكيلم هيچ چيز قابل پيش بيني نيست ممكنه علي رغم اينكه طول پروسه رو 18-17 ماهه اعلام كردن، در طي چند ماه آينده طول رسيدگي به پرونده ها كم بشه. پس شما بايد براي مصاحبه احتمالي هميشه آماده باشيد و سعي كنيد مهارتهاي خودتونو تقويت كنيد.

دليل اينكه من اين پست رو با تاخير ميگذارم اينه كه همانطور كه اشاره كردم در طي هفته گذشته خيلي درگير كار و كلاسهام بودم . درست روزي كه فايل نامبر اومد ما تو عروسي برادر صميمي ترين دوستم بوديم كه خيلي خوش گذشت جاي همه دوستان خالي . فرداي اون روز هم يه مسافرت يه روزه برامون پيش اومد . و در طول هفته هم يا سر كلاس آمادگي مصاحبه، پيش وكيلم بودم يا سر يه سري كلاسهاي مهارتي كه انتخاب كردم برم و مدركشورو بگيرم، بودم چون ميدونم تو كانادا خيلي به دردم ميخوره. البته مدركش برام مهم نيست بيشتر يادگرفتن مهارته كه برام اهميت داره . در نهايت سه روز آخر هفته كه به دليل آلودگي هوا تهران تعطيل بود من مجبور شدم برا يه ماموريت كاري از تهران برم شمال. اولش خيلي ناراحت بودم چون من ميخواستم يه روز از دست اداره راحت بشم كه اد همون روز زد و ادارات تهران تعطيل شد و من ميبايست روز تعطيل ميرفتم ماموريت.  ولي بعد كه رفتيم با همكارام خيلي خوش گذشت. برا من بد نبود چون همسرم دو روز قبل از ماموريت بنده به يه ماموريت يه ماهه كاري رفته به اهواز  و اگه اين ماموريت نبود بنده اين سه روز تعطيلي رو حوصله ام حسابي سر ميرفت. بماند كه نميدونم آخر هفته هاي ديگه رو چه كنم ولي مجبورم تحمل كنم چون من و همسرم هر دو اين نوع زندگي رو انتخاب كرديم و براي رسيدن به برخي چيزها بايد سختي هاي بدست آوردن اونهارو تحمل كنيم. به هر حال كساني كه قدم در مسير مهاجرت ميگذارن بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تا وقتي كه در كشورشان هستند ميبايست از نظر مالي و مهارتي خودشون رو تقويت كنن تا در جايي كه دشتشون به جايي بند نيست دچار مشكلات كمتري بشن اين يه واقعيته.